به گزارش اکواقتصاد، در نگاه نخست، شاید «استاندارد» و «نوآوری» دو مفهوم متفاوت و حتی متضاد به نظر برسند؛ یکی بر قواعد، الزامات و چارچوبها تأکید دارد و دیگری بر شکستن چارچوبهای موجود و ارائه راهحلهای تازه. اما در اقتصاد امروز، این دو نهتنها در مقابل یکدیگر قرار ندارند، بلکه میتوانند مکمل یکدیگر باشند. نوآوری زمانی میتواند از مرحله ایده عبور کند و به ارزش اقتصادی و اجتماعی تبدیل شود که بتواند اعتماد ایجاد کند، با سایر فناوریها و محصولات تعامل داشته باشد و در نهایت راه خود را به بازار پیدا کند؛ و استاندارد دقیقاً در همین نقاط میتواند نقشآفرین باشد.
استاندارد را نباید صرفاً مجموعهای از الزامات برای کنترل کیفیت یا ایمنی دانست. استاندارد، در معنای مدرن خود، میتواند زبان مشترک میان تولیدکننده، مصرفکننده، سرمایهگذار، دولت و بازار باشد. در بسیاری از حوزههای فناوری، همین زبان مشترک است که امکان همکاری بازیگران مختلف را فراهم میکند.
یکی از مهمترین کارکردهای استاندارد در حوزه نوآوری، کاهش عدم قطعیت است. یک شرکت دانشبنیان ممکن است فناوری جدیدی را توسعه دهد، اما تا زمانی که مشخص نباشد این فناوری چگونه باید ارزیابی شود، چه الزامات ایمنی و عملکردی دارد و چگونه میتواند با فناوریهای دیگر ارتباط برقرار کند، مسیر تجاریسازی آن با ابهام همراه خواهد بود. استانداردها میتوانند بخشی از این ابهام را کاهش دهند و چارچوبی ایجاد کنند که نوآوری درون آن قابل ارزیابی و مقایسه باشد.
از سوی دیگر، استانداردها میتوانند به پذیرش نوآوری در بازار کمک کنند. یک محصول جدید، حتی اگر از نظر فنی موفق باشد، بدون اعتماد مصرفکننده و بازار نمیتواند به موفقیت پایدار برسد. رعایت استانداردهای مرتبط با ایمنی، کیفیت، عملکرد و سازگاری میتواند به مصرفکننده و سایر ذینفعان اطمینان دهد که محصول یا خدمت جدید از حداقلهای مشخصی برخوردار است. مطالعات و اسناد منتشرشده از سوی ISO نیز بر همین رابطه میان استانداردها و پذیرش نوآوری تأکید دارند.
تعاملپذیری نیز یکی دیگر از عرصههایی است که اهمیت استاندارد در آن آشکار میشود. فناوریهای امروز بهصورت جزیرهای توسعه پیدا نمیکنند. یک سامانه هوشمند باید بتواند با سامانههای دیگر ارتباط برقرار کند؛ تجهیزات اینترنت اشیا باید با شبکهها و پلتفرمهای مختلف سازگار باشند؛ دادهها باید قابلیت تبادل داشته باشند و محصولات دیجیتال باید بتوانند در یک زنجیره بزرگتر فعالیت کنند. اگر هر تولیدکننده با قواعد کاملاً متفاوتی عمل کند، توسعه فناوری با جزیرههای متعدد و هزینههای اضافی مواجه خواهد شد. استانداردها با ایجاد زبان و چارچوب مشترک، میتوانند این موانع را کاهش دهند.
در این میان، یک نکته اساسی وجود دارد: استانداردگذاری نباید از فناوری عقب بماند. اگر استانداردها سالها پس از ظهور یک فناوری جدید تدوین شوند، بخش مهمی از فرصتهای اقتصادی و حتی حکمرانی آن فناوری از دست خواهد رفت. در مقابل، استانداردی که بدون شناخت کافی از فناوری و بدون مشارکت فعال متخصصان، دانشگاهها و صنعت تدوین شود، ممکن است به جای تسهیل نوآوری، تبدیل به مانعی برای آن شود.
بنابراین، مسئله امروز صرفاً «استاندارد داشتن» نیست؛ بلکه استاندارد بهموقع، چابک و آیندهنگر اهمیت دارد. استانداردهای آینده باید بتوانند ضمن حفظ الزامات ایمنی، کیفیت و اعتماد، فضای کافی برای آزمون راهحلهای جدید باقی بگذارند.
این موضوع در حوزههایی مانند هوش مصنوعی، رباتیک، اینترنت اشیا، فناوریهای زیستی، خودروهای هوشمند و فناوریهای نوظهور اهمیت بیشتری پیدا میکند. در چنین حوزههایی، اگر بخواهیم ابتدا فناوری کاملاً تثبیت شود و سپس درباره استاندارد آن تصمیم بگیریم، ممکن است عملاً زمانی وارد میدان شویم که بخش مهمی از قواعد بازار توسط دیگران تعیین شده است.
به همین دلیل، مشارکت در فرآیند استانداردسازی خود میتواند بخشی از سیاست نوآوری یک کشور باشد. کشوری که در تدوین استانداردهای ملی و بینالمللی حضور فعال دارد، فقط مصرفکننده فناوری و قواعد آن نیست؛ بلکه میتواند در شکلدهی به قواعد بازار آینده نیز نقش داشته باشد.
در سطح سازمانی نیز استاندارد میتواند نوآوری را از یک فعالیت مقطعی و وابسته به افراد، به یک فرآیند قابل مدیریت تبدیل کند. انتشار استاندارد ISO 56001 در سال ۲۰۲۴ نمونهای از همین رویکرد است؛ این استاندارد برای ایجاد، اجرا، نگهداری و بهبود نظام مدیریت نوآوری در سازمانها چارچوب ارائه میکند. ISO همچنین مجموعهای از اسناد مرتبط با مدیریت فرصتها، ایدهها و سنجش فعالیتهای نوآورانه را توسعه داده است.
در واقع، نوآوری فقط داشتن یک ایده جدید نیست؛ مسئله اصلی این است که چگونه ایده را به ارزش تبدیل کنیم. در این مسیر، از مرحله شناسایی مسئله و ایدهپردازی تا توسعه، ارزیابی، تجاریسازی و ورود به بازار، وجود چارچوبهای مناسب میتواند احتمال موفقیت را افزایش دهد.
برای ایران نیز این مسئله یک ضرورت است. اگر قرار است اقتصاد دانشبنیان، شرکتهای فناور و صنایع کشور در بازارهای داخلی و بینالمللی رقابت کنند، استاندارد نباید در پایان مسیر و صرفاً بهعنوان یک الزام کنترلی دیده شود. استاندارد باید از ابتدای مسیر نوآوری در کنار پژوهشگر، فناور و تولیدکننده قرار گیرد.
استاندارد خوب، نوآوری را متوقف نمیکند؛ آن را قابل اعتماد، قابل توسعه و قابل عرضه میکند. هنر استانداردسازی امروز این است که میان دو نیاز ظاهراً متفاوت تعادل برقرار کند: از یک سو حفظ ایمنی، کیفیت و منافع عمومی و از سوی دیگر باز گذاشتن مسیر برای ایدههایی که هنوز در حال شکلگیریاند.
در اقتصاد آینده، کشورهایی موفقتر خواهند بود که فقط فناوری تولید نمیکنند، بلکه برای فناوری نیز قواعد قابل اتکا میسازند. از این منظر، استاندارد نه پایان نوآوری، بلکه میتواند یکی از مسیرهای عبور نوآوری از «ایده» به «بازار» باشد.
دکتر ابوالقاسم خوارزمی
دبیرکل انجمن دارندگان نشان استاندارد ایران
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید