به گزارش اکو اقتصاد، سایه سنگین تنشهای منطقهای و جنگی که گویی هر آن نزدیکتر میشود، بر همه بخشهای بازار افتاده است. بازار رمزامرزها نیز بیرون از قاعده نمانده و سرمایهگذاران را سرگردان کرده است. در شرایطی که رسانههای بینالمللی از سناریوهای متفاوتی برای آینده اقتصاد دیجیتال سخن میگویند، افکار عمومی نیز در شبکههای اجتماعی با موجی از توصیههای هیجانی برای شکار «کف قیمت» روبهرو شده است. با این حال، فاصلهگرفتن از هیاهوی خبری و واکاوی دقیق مستندات فنی و اقتصادی نشان میدهد که حقیقت بازار بسیار پیچیدهتر از تیترهای جذابی است که هر روز دستبهدست میشوند.
رویای جیپی مورگان برای دارایی دیجیتال
انتشار گزارش سالانه مفروضات بلندمدت بازار سرمایه توسط شرکت جیپی مورگان، موج تازهای از تحلیلها را در محافل مالی برانگیخت و نشان داد که بزرگترین بازیگران سنتی وال استریت بیش از پیش به داراییهای نوظهور چشم دوختهاند. این گزارش برای نخستینبار در تاریخ فعالیت این مؤسسه، بازده مرکب سالانه بیت کوین را در افقی ۱۰ تا ۱۵ ساله رقمی در حدود ۱۰ درصد برآورد کرد؛ عددی که توانست بازدهی پیشبینیشده برای سهام شرکتهای بزرگ آمریکایی و حتی طلا را پشت سر بگذارد. چنین رویکردی در نگاه اول گواهی بر بلوغ رمزارزها و پذیرش تدریجی آنها در ساختارهای رسمی سرمایهگذاری به شمار میرود.
با وجود این، نباید دچار خطای محاسباتی شد و لایههای پنهان این ارزیابی را نادیده گرفت. تحلیلگران این مؤسسه مالی بزرگ هرچند بازده احتمالی این دارایی را مدلسازی کردهاند، اما همچنان آن را به عنوان جزء اصلی پرتفویهای پیشنهادی خود به رسمیت نشناختهاند. دلیل این احتیاط، نوسان شدید قیمت و همبستگی ناپایدار بیت کوین با سایر بازارهای مالی است. بنابراین، عددی که به عنوان بازده بلندمدت منتشر شده، بیشتر بازتابدهنده یک سناریوی آماری است تا تضمینی قطعی برای سودآوری فردا؛ موضوعی که اهمیت تفکیک میان مدلسازیهای بلندمدت و تصمیمگیریهای معاملاتی کوتاهمدت را دوچندان میکند.
نوسان پنجاهوپنج درصدی و سایه سنگین ریسک
پشتپرده بازدهی دو رقمی بیت کوین در مدلهای مالی، رقمی پنهان شده که کمتر کسی به پیامدهای عملی آن توجه نشان میدهد و آن برآورد نوسان سالانه ۵۵ درصدی این دارایی است. این نوسان فرساینده به این معناست که میانگین حسابی و بازده مرکب سالانه تنها روی کاغذ همراستا حرکت نمیکنند و مسیر قیمت افتوخیزهای بسیاری خواهد داشت. وقتی دارایی مالی با ریزشهای عمیق مواجه میشود، جبران آن به رشد مضاعفی نیاز دارد که تحملپذیری آن از عهده هر سرمایهگذاری ساخته نیست.
بررسی سناریوهای بدبینانه و خوشبینانه در همین گزارشها نشان میدهد که دامنه نوسان میتواند حتی از پیشبینیهای اولیه نیز فراتر برود؛ به طوری که ارقام منفی دامنهها گواهی بر ریسکهای سیستماتیک بازار میدهند. سرمایهگذاری که به پشتوانه تحلیلهای بلندمدت وارد میدان میشود، اگر نتواند فشار روانی و مالی افتهای مقطعی را تاب بیاورد، ناچار به خروج در بدترین قیمت ممکن خواهد شد. به همین دلیل، امید به سودآوری یکدههای با واقعیت تلخ نوسانات روزانه، خطایی است که بسیاری از معاملهگران تازهکار را به دام زیانهای سنگین میاندازد.
اثر کابلهای زیردریایی خلیج فارس؛ واقعیت یا بزرگنمایی؟
در سوی دیگر معادله و همزمان با تشدید تنشهای ژئوپلیتیک میان ایران و ایالات متحده، تهدیدهای امنیتی تازهای پیرامون آسیبپذیری زیرساختهای ارتباطی منطقه مطرح شده است که بازار را به واکنش واداشت. مقامات مسئول، رسانهها و چهرههای سیاسی در ایران - از محسن رضایی رئیس شورای عالی امنیت ملی گرفته تا برخی نمایندگان مجلس و رسانههایی همچون کیهان – هشدار دادهاند که در صورت حمله دوباره به ایران و شروع جنگ، کابلها اینترنت منطقه را هدف قرار خواهند داد. طرح این موضوع، گمانهزنیهای نگرانکنندهای را درباره فلج شدن شبکه جهانی اینترنت و سقوط آزاد قیمت رمزارزها تا مرز ۲۰ هزار دلار به راه انداخته است.
با این وجود، بررسی کارشناسی ابعاد فنی این تهدیدها نشان میدهد که میان اختلال منطقهای و قطع ارتباطات جهانی فاصله زیادی وجود دارد. اگرچه تنگه هرمز سهم بسیار کوچکی از پهنای باند بینالمللی اینترنت را به خود اختصاص داده است و آسیب به کابلهای آن میتواند چالشهای جدی برای کشورهای پیرامونی ایجاد کند، اما معماری توزیعشده شبکه جهانی به گونهای است که ترافیک دادهها از مسیرهای جایگزین هدایت میشود. بنابراین، تهدید به نابودی کامل زیرساختهای دیجیتال جهان و سقوط خودکار بیت کوین به کانالهای قیمتی پایین، پشتوانه فنی مستحکمی ندارد و بیشتر از آنکه تحلیل بازار باشد، بازتابی از هراسهای جنگی به شمار میرود.
ساختار توزیعشده شبکه در برابر بحرانهای ارتباطی
ماهیت بنیادین فناوری بلاکچین به گونهای طراحی شده که بر بستر شبکهای غیرمتمرکز و مستقل از یک جغرافیای خاص استوار است. تراکنشهای شبکه بیت کوین در هزاران گره مستقل در سرتاسر جهان تأیید و ثبت میشوند و هیچ نقطه مرکزی یا آسیبپذیری واحدی وجود ندارد که با قطع چند کابل ارتباطی در یک منطقه خاص، حیات کل سیستم را متوقف کند. این ویژگی ذاتی، سپر دفاعی محکمی در برابر آسیبهای موضعی ایجاد میکند و اجازه نمیدهد بحرانهای منطقهای به فروپاشی مطلق شبکه بینجامد.
پژوهش ۱۱ ساله مرکز مالی جایگزین دانشگاه کمبریج (CCAF) که ۶۸ رویداد واقعی قطع کابلهای زیردریایی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ را بررسی کرده، گواهی مستند بر همین ویژگی است. طبق یافتههای این مطالعه، ۸۷ درصد از قطعیهای تاریخی کابلها تأثیری کمتر از ۵ درصد بر گرههای (نودهای) بیت کوین داشتهاند. دانشمندان کمبریج نشان دادهاند که برای از کار انداختن شبکه، باید ۷۲ تا ۹۲ درصد از کل اتصالات اینترنت بینالمللی قطع شود؛ رقمی که کابلهای خلیج فارس حتی بخش کوچکی از آن را تشکیل نمیدهند.
با این همه، مصونیت ساختاری شبکه به معنای مصونیت معاملهگران از چالشهای معاملاتی نخواهد بود. اگر تنشها به پهنه وسیعتری گسترش یابد و دسترسی صرافیها و کاربران به صرافیهای بینالمللی با اخلال مواجه شود، نقدشوندگی بازار به شدت سقوط میکند و هزینههای معاملاتی افزایش مییابد. در چنین فضایی، رفتار تودهای معاملهگران و هجوم برای فروش داراییها میتواند شوکهای قیمتی کوتاهمدتی ایجاد کند که ارتباطی با اصل کارایی شبکه ندارد، بلکه ناشی از ترس روانی حاکم بر فضای عمومی اقتصاد است.
توصیههای هیجانی و تله خرید در کفهای خیالی
انتشار دیدگاههای مختلف در کانالها و شبکههای اجتماعی، از جمله توصیههای چهرههایی همچون علیاکبر رائفیپور مبنی بر استفاده از فرصت جنگ برای خرید بیت کوین در کف قیمت، چرخهای از رفتارهای پرخطر را میان کاربران ایرانی دامن زده است. این دیدگاهها فرض را بر آن میگذارند که اختلالات ارتباطی باعث ریزش شدید قیمت میشود و پس از بازگشت آرامش، فرصت طلایی برای کسب سودهای کلان فراهم خواهد شد. این فرض زنجیرهای، اما متغیرهای پنهان و خطرهای جدی ترافیکی را نادیده میگیرد.
واقعیت این است که در اوج بحرانهای نظامی و ارتباطی، معاملهگر ایرانی با موانع ساختاری مضاعفی، چون محدودیتهای دسترسی، چالشهای احراز هویت و افت شدید نقدینگی در صرافیها دستوپنجه نرم میکند. خریدی که روی کاغذ یک معامله هوشمندانه به نظر میرسد، ممکن است در عمل به حبس سرمایه در بازاری کمعمق و پرریسک تبدیل شود. چشمپوشی از این واقعیتها و ترویج نگاههای سادهانگارانه به معاملات رمزارز در روزهای بحران، مصداق بارز بازی در زمین ناشناختهای است که قواعد آن به سود معاملهگر خرد تنظیم نشده است.
تعادل شکننده میان واقعیتهای بازار و سایه جنگ
دادههای لحظهای بازار نشان میدهند که قیمت بیت کوین در کانال هشتاد هزار دلاری نوسان دارد و فاصلهپذیری معناداری با سناریوهای مطرحشده در فضای مجازی دارد. این پایداری نسبی گواهی بر آن است که سرمایهگذاران نهادی با نگاهی کلنگرتر به ارزیابی متغیرها مینشینند و صرفاً با انتشار اخبار امنیتی دست به فروش هیجانی داراییهای خود نمیزنند. عوامل کلان اقتصادی نظیر سیاستهای پولی بانکهای مرکزی و جریان ورود نقدینگی به صندوقهای قابلمعامله همچنان نقش پررنگتری در تعیین جهت حرکت بازار ایفا میکنند.
در نهایت، مواجهه عقلانی با بازارهای مالی در دوران تنشهای ژئوپلیتیک مستلزم تفکیک دقیق میان تحلیلهای بلندمدت ساختاری و هیجانات رسانهای کوتاهمدت است. نه پیشبینیهای خوشبینانه مؤسسات مالی تضمینکننده سودهای بیدردسرند و نه تهدیدات نظامی فرضی به معنای نابودی قطعی داراییها خواهند بود. محافظهکاری هوشمندانه و پرهیز از تصمیمگیری بر اساس هیجان، تنها راهکاری است که میتواند دارایی سرمایهگذاران را در توفان متغیرهای سیاسی و اقتصادی مصون نگه دارد.
منبع: اقتصاد 24
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید