به گزارش اکواقتصاد به نقل از فلزاتآنلاین، بیستوپنج سال پیش، در سال ۱۳۸۰، فولاد خراسان به جمع تولیدکنندگان فولاد ایران پیوست؛ بیستوپنج سال از روزی که یک پروژه صنعتی در شرق کشور، به یک واقعیت بزرگ اقتصادی تبدیل شد. امروز اما سالروز تولد فولاد خراسان، تنها سالگرد تولد یک شرکت نیست؛ روایت ۲۵ سال تلاش برای صنعتیکردن شرق ایران، تبدیل ظرفیتهای معدنی به ارزش افزوده و ساختن فرصتهای تازه برای مردم این منطقه است. فولاد خراسان در این مسیر، بخشی از داستان خودکفایی صنعتی ایران و یکی از نشانههای توان کشور برای ایجاد قطبهای جدید تولید در خارج از مناطق سنتی صنعتی بوده است. اکنون در ۲۵ سالگی، فولاد خراسان دیگر صرفاً یک مجتمع فولادی نیست؛ مجموعهای است که بخشی از آینده صنعتی، معدنی و اقتصادی شرق کشور با مسیر توسعه آن گره خورده است.
فولاد خراسان در ربع قرن فعالیت خود، از یک واحد تولیدی به یکی از مهمترین قطبهای صنعتی شرق کشور تبدیل شده است؛ مجموعهای که اهمیت آن را نمیتوان فقط با ظرفیت تولید یا تعداد نیروی انسانی سنجید. جایگاه امروز فولاد خراسان، حاصل قرارگرفتن این مجتمع در نقطه اتصال معدن، صنعت، بازار، اشتغال و سرمایهگذاری است؛ جایگاهی که باعث شده اثرگذاری آن از مرزهای کارخانه فراتر برود.
فولاد خراسان از سال ۱۳۸۰ با هدف تقویت خودکفایی صنعتی و کاهش وابستگی کشور به محصولات استراتژیک فولادی وارد مدار تولید شد و در طول این سالها، با توسعه ظرفیتها و تکمیل حلقههای زنجیره، به یکی از ستونهای صنعتی خراسان رضوی تبدیل شده است. امروز این مجتمع در بخش گندلهسازی ظرفیت ۲.۵ میلیون تن، در واحدهای آهن اسفنجی مجموعاً ۱.۶ میلیون تن، در فولادسازی حدود ۱.۴ میلیون تن و در نورد ۶۰۰ هزار تن ظرفیت سالانه دارد. چنین مقیاسی نشان میدهد که فولاد خراسان دیگر یک کارخانه منفرد نیست، بلکه یک زنجیره صنعتی بههمپیوسته است.
اهمیت این زنجیره زمانی بیشتر میشود که جانمایی فولاد خراسان در نیشابور و ارتباط آن با سنگان خواف را در نظر بگیریم. یک سوی این معادله، ظرفیتهای عظیم معدنی سنگان قرار دارد و سوی دیگر، زیرساختهای فولادی و صنعتی خراسان رضوی. اتصال این دو ظرفیت میتواند به معنای آن باشد که بخش بیشتری از مواد معدنی در داخل منطقه فرآوری شده و به جای خروج ماده اولیه، ارزش افزوده، اشتغال و سرمایه در استان باقی بماند.
همین نگاه، یکی از دلایل اهمیت پروژه کنسانتره «فولاد شرق» در سنگان است. این پروژه که پس از سالها توقف و بلاتکلیفی دوباره وارد مسیر اجرا شده، اکنون به حدود ۸۰ درصد پیشرفت رسیده و با بهرهبرداری از آن، نزدیک به ۵۰۰ شغل مستقیم ایجاد خواهد شد. تجهیزات مورد نیاز پروژه نیز خریداری شده و تکمیل آن میتواند یکی از حلقههای مهم زنجیره تأمین مواد اولیه فولاد خراسان را تقویت کند.
اما اهمیت این پروژه فقط در ایجاد ۵۰۰ شغل مستقیم خلاصه نمیشود. هر واحد معدنی و صنعتی جدید، مجموعهای از فعالیتهای جانبی را با خود همراه میکند؛ از حملونقل و پیمانکاری گرفته تا خدمات فنی و مهندسی، تأمین تجهیزات، تعمیرات و خدمات پشتیبان. بنابراین، اثر واقعی یک پروژه بزرگ را باید در مجموع اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و فعالیت اقتصادی پیرامون آن دید.
این موضوع درباره خود فولاد خراسان نیز صادق است. حضور یک مجتمع بزرگ فولادی در منطقه، به مرور زمینه شکلگیری و توسعه چندین مجموعه معدنی و صنعتی را فراهم کرده است. شرکتهای پیمانکاری، حملونقل، تأمین قطعات و تجهیزات، خدمات فنی، مهندسی و تعمیراتی و مجموعههای فعال در حوزه معدن و فرآوری، بخشی از اکوسیستمی هستند که در اطراف صنعت فولاد شکل گرفتهاند. به همین دلیل، اثر فولاد خراسان بر اشتغال را نمیتوان فقط با تعداد کارکنان مستقیم آن اندازهگیری کرد.
گردش نقدینگی در منطقه نیز یکی دیگر از آثار مهم این زنجیره است. هزینههایی که برای خرید مواد اولیه، اجرای پروژهها، خدمات پیمانکاری، حملونقل، تجهیزات و دستمزد نیروی انسانی پرداخت میشود، در یک نقطه متوقف نمیماند و میان مجموعهای از بنگاهها و فعالان اقتصادی گردش میکند. هرچه حلقههای بیشتری از زنجیره فولاد در داخل استان شکل بگیرد، سهم بیشتری از ارزش افزوده و منابع مالی نیز در اقتصاد منطقه باقی خواهد ماند.
از همین منظر، فولاد خراسان را باید فراتر از یک تولیدکننده فولاد دید؛ این مجموعه به تدریج به یک پیشران اقتصادی برای منطقه تبدیل شده است. سرمایهگذاری در فولاد، سرمایهگذاریهای دیگری را به دنبال میآورد و هر توسعه جدید، تقاضای تازهای برای نیروی انسانی، خدمات، تجهیزات و زیرساخت ایجاد میکند. این چرخه میتواند در بلندمدت ساختار اقتصادی منطقه را متنوعتر و پایدارتر کند.
یکی از نتایج مهم این فرآیند، تأثیر آن بر مهاجرت نیروی انسانی است. منطقهای که فرصتهای شغلی مستقیم و غیرمستقیم متنوعی در اختیار نیروی جوان و متخصص قرار دهد، ظرفیت بیشتری برای حفظ سرمایه انسانی خود خواهد داشت. بنابراین، توسعه صنعت فولاد تنها مسئله تولید نیست؛ میتواند بخشی از پاسخ به مسئله ماندگاری جمعیت و کاهش خروج نیروی متخصص از منطقه نیز باشد.
در حوزه تولید نیز فولاد خراسان طی این سالها توانسته است سبدی شامل میلگرد، شمش، آهن اسفنجی و بریکت ایجاد کند و با تکیه بر استانداردهای ملی و بینالمللی، جایگاه خود را در بازار فولاد تثبیت کند. در بازاری که رقابت میان تولیدکنندگان جدی است، کیفیت محصول، ثبات تولید و استمرار عرضه، به اندازه ظرفیت اسمی اهمیت دارند. حضور فولاد خراسان در بازار داخلی و نقش آن در تأمین نیاز صنایع ساختمانی، عمرانی و نوردی، بخشی از این جایگاه را نشان میدهد.
از سوی دیگر، مسیر توسعه فولاد خراسان به پایان نرسیده است. توسعه فعالیتهای معدنی در سنگان، تکمیل زنجیره مواد اولیه، پروژههای جدید و توجه به انرژی و فناوری، میتواند مرحله بعدی رشد این مجموعه را رقم بزند. در شرایطی که صنعت فولاد کشور با چالشهایی مانند محدودیت انرژی، تأمین مواد اولیه، آب و الزامات محیطزیستی مواجه است، آینده رقابت بیش از گذشته به بهرهوری و توانایی مدیریت منابع وابسته خواهد بود.
در چنین شرایطی، ۲۵ سالگی فولاد خراسان را باید نقطه عبور از یک دوره تثبیت به دورهای تازه از توسعه دانست. تجربه این مجتمع نشان داده است که یک صنعت بزرگ، اگر با زنجیره معدن و صنایع پیرامونی پیوند بخورد، میتواند آثار اقتصادی خود را در مقیاسی بسیار بزرگتر از ظرفیت تولیدش نشان دهد.
امروز داستان فولاد خراسان فقط داستان تولید ۱.۴ میلیون تن فولاد یا ایجاد هزاران شغل مستقیم نیست. داستان اصلی، شبکهای است که در اطراف این صنعت شکل گرفته؛ شبکهای از معدن، کارخانه، پیمانکار، حملونقل، خدمات، نیروی انسانی و کسبوکارهایی که به واسطه این جریان صنعتی فعال شدهاند. در چنین نگاهی، هر توسعه جدید در فولاد خراسان میتواند به معنای فعالشدن بخشهای دیگری از اقتصاد منطقه باشد.
شاید به همین دلیل است که اهمیت ۲۵ سالگی فولاد خراسان را نمیتوان صرفاً در کارنامه یک شرکت خلاصه کرد. این ۲۵ سال، بخشی از مسیر صنعتیشدن شرق ایران است؛ مسیری که از نیشابور آغاز شده، به سنگان پیوند خورده و اکنون میتواند با تکمیل زنجیره ارزش، اشتغال بیشتر، گردش نقدینگی گستردهتر، کسبوکارهای جدید و ارزش افزوده بالاتری را در خراسان رضوی رقم بزند.
فولاد خراسان در ۲۵ سالگی، بیش از هر زمان دیگری با این فرصت روبهروست که از یک مجتمع فولادی بزرگ به یک قطب کامل معدنی و صنعتی تبدیل شود؛ قطبی که ثمره توسعه آن نهفقط در میزان فولاد تولیدشده، بلکه در تعداد کسبوکارهایی که پیرامون آن شکل میگیرند، شغلهایی که ایجاد میشوند، سرمایهای که در منطقه میماند و جمعیتی که برای ساختن آینده، ماندن را انتخاب میکند، دیده خواهد شد.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید