21:38 | 1405/05/13
قیمت لحظه‌ای
تحلیل و یادادشت 1405/05/13 379 بازدید 0 نظر

به بهانه هفدهمین سال تاسیس بانک توسعه تعاون

از تنظیم گری مالی تا توزیع عدالت اعتباری

از تنظیم گری مالی تا توزیع عدالت اعتباری
بخش تعاون، به‌رغم برخورداری از جایگاه حقوقی مستقل در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، در دسترسی به منابع مالی با مسئله‌ای چندلایه مواجه است. ساختار جمعی بنگاه‌های تعاونی، پراکندگی اعضا، محدودیت سرمایه اولیه، ضعف وثایق فردی و دشواری سنجش اعتبار پروژه‌های محلی می‌تواند موجب شود که سازوکارهای متعارف اعتباردهی، نیازهای این بخش را به‌درستی پوشش ندهد.

به گزارش اکو اقتصاد، بخش تعاون، به‌رغم برخورداری از جایگاه حقوقی مستقل در نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، در دسترسی به منابع مالی با مسئله‌ای چندلایه مواجه است. ساختار جمعی بنگاه‌های تعاونی، پراکندگی اعضا، محدودیت سرمایه اولیه، ضعف وثایق فردی و دشواری سنجش اعتبار پروژه‌های محلی می‌تواند موجب شود که سازوکارهای متعارف اعتباردهی، نیازهای این بخش را به‌درستی پوشش ندهد. مسئله اصلی این مقاله آن است که بانک توسعه تعاون چگونه و چرا باید از یک بانک صرفاً تسهیلات‌دهنده به نهادی تنظیم‌گر برای دسترسی عادلانه و کارآمد کنشگران تعاونی به اعتبار تبدیل شود. 

پژوهش حاضر با روش تحلیل اسنادی ـ حقوقی و با اتکا به قانون اساسی، سیاست‌های کلی اصل ۴۴، قانون بخش تعاونی، قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ و اساسنامه بانک توسعه تعاون، نسبت میان مأموریت عمومی بانک و الزامات بانکداری حرفه‌ای را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد حمایت اعتباری از تعاون، امتیازی اداری یا ترجیحی خارج از ضوابط نیست، بلکه ابزاری برای تحقق نقش مستقل این بخش در اقتصاد است؛ مشروط بر آنکه با اعتبارسنجی تخصصی، نظارت پس از اعطا، شفافیت و سنجش اثر توسعه‌ای همراه شود. نتیجه مقاله آن است که بانک توسعه تعاون باید پیوند میان مأموریت عمومی و حکمرانی حرفه‌ای اعتبار باشد و موفقیت آن با کیفیت اثرگذاری توسعه‌ای در کنار سلامت اعتباری سنجیده شود، نه صرفاً با حجم تسهیلات پرداختی.

مقدمه
در نظام‌های اقتصادی، دسترسی به اعتبار صرفاً نتیجه وجود منابع مالی نیست؛ بلکه به قواعد، نهادها و سازوکارهایی وابسته است که تعیین می‌کنند چه کسی، برای چه فعالیتی، با چه تضمینی و بر اساس کدام ارزیابی به منابع دسترسی پیدا کند. از این منظر، اعتبار یک نهاده خنثی نیست. نحوه توزیع آن می‌تواند به تمرکز اقتصادی، بازتولید نابرابری یا گسترش ظرفیت‌های تولیدی و اجتماعی منجر شود.

بخش تعاون در ایران از نظر حقوقی و سیاستی، بخشی مستقل از اقتصاد شناخته شده است. با این حال، استقلال حقوقی لزوماً به معنای برخورداری برابر از فرصت‌های تأمین مالی نیست. بسیاری از تعاونی‌ها، به‌ویژه تعاونی‌های کوچک، محلی و عضو‌محور، در نقطه‌ای قرار می‌گیرند که معیارهای متعارف اعطای اعتبار، همه ابعاد توان بازپرداخت آنان را نشان نمی‌دهد. سرمایه خرد اعضا، وثایق محدود، ساختار جمعی تصمیم‌گیری، پراکندگی جغرافیایی و دشواری دسترسی بانک به اطلاعات معتبر درباره پروژه‌های کوچک، می‌تواند هزینه ارزیابی و نظارت را افزایش دهد. بنابراین، مسئله فقط کمبود پول نیست؛ مسئله، طراحی نهادی دسترسی به پول است.

بانک توسعه تعاون در چنین زمینه‌ای تأسیس شده است. مأموریت این بانک را نمی‌توان به پرداخت تسهیلات به تعاونی‌ها فروکاست. بانک، از یک سو شخصیت حقوقی و الزامات اداری و مالی مستقل دارد و از سوی دیگر، با سرمایه و مأموریت عمومی، برای پاسخ به یک نیاز ساختاری در اقتصاد ایجاد شده است. پرسش محوری مقاله این است: بانک توسعه تعاون چگونه و چرا باید از یک بانک صرفاً تسهیلات‌دهنده به نهاد تنظیم‌گر دسترسی عادلانه به اعتبار برای کنشگران تعاونی تبدیل شود؟

فرض یا مدعای مقاله آن است که بانک توسعه تعاون زمانی به مأموریت خود نزدیک می‌شود که علاوه بر تأمین مالی، قواعد دسترسی، سازوکارهای ارزیابی، توزیع ریسک، نظارت و سنجش اثرگذاری اعتباری را به‌گونه‌ای طراحی کند که هم عدالت اعتباری را تقویت کند و هم انضباط مالی و سلامت بانکی را حفظ نماید. در این چارچوب، «تنظیم‌گری دسترسی» به معنای جایگزینی بانک با نهادهای سیاست‌گذار یا ناظر نیست؛ بلکه به معنای ایفای نقش نهادی بانک در کاهش شکست‌های اعتباری و تبدیل منابع عمومی به ظرفیت اقتصادی پایدار است.

روش مقاله، تحلیل اسنادی ـ حقوقی است. ابتدا مبانی حقوقی و سیاستی بخش تعاون بررسی می‌شود؛ سپس جایگاه نهادی بانک توسعه تعاون و نسبت میان استقلال حقوقی، مأموریت عمومی و سرمایه دولتی تحلیل می‌گردد. در ادامه، شکست اعتباری در تعاون، کارکردهای سه‌گانه بانک، خطرهای احتمالی و راهکارهای سازگار با بانکداری حرفه‌ای بررسی خواهد شد.

۱. مبانی حقوقی و سیاستی؛ حمایت اعتباری به‌مثابه ابزار تحقق نقش مستقل تعاون
۱ـ۱. جایگاه تعاون در ساختار اقتصادی

اصل ۴۴ قانون اساسی، نظام اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را بر سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی استوار می‌کند و برای بخش تعاونی جایگاهی مستقل در معماری اقتصادی کشور قائل است.[^1] اهمیت این اصل فقط در شمارش سه بخش خلاصه نمی‌شود؛ بلکه از آن می‌توان نتیجه گرفت که تعاون باید امکان

ایفای نقش واقعی و متمایز خود را داشته باشد. اگر یک بخش در قانون به رسمیت شناخته شود، اما از ابزارهای لازم برای شکل‌دهی، استمرار و توسعه فعالیت اقتصادی محروم بماند، استقلال آن صرفاً صوری خواهد بود.

سیاست‌های کلی اصل ۴۴ نیز بخش تعاونی را موضوع سیاست‌گذاری ویژه قرار داده است. در بخش «ب ـ سیاست‌های کلی بخش تعاونی»، بر تقویت، توسعه و گسترش تعاون، افزایش سهم این بخش، حمایت از تشکیل و توسعه تعاونی‌ها، تسهیل دسترسی آنان به منابع و ارتقای توانمندی مدیریتی و اقتصادی تأکید شده است.[^2] این مجموعه سیاست‌ها نشان می‌دهد که حمایت از تعاون، صرفاً مساعدت موردی به اشخاص حقوقی خاص نیست، بلکه بخشی از سیاست عمومی برای متنوع‌سازی ساختار اقتصاد و گسترش مشارکت اقتصادی است.

قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران نیز چارچوب حقوقی فعالیت تعاونی‌ها، اصول عضویت، مالکیت و اداره آنها را تنظیم کرده است.[^3] در این چارچوب، تعاونی بنگاهی است که منطق آن فقط سود سرمایه نیست؛ بلکه گردآوری توان اعضا و تأمین نیازهای مشترک آنان از طریق سازمان اقتصادی جمعی است. این ویژگی، در حوزه اعتبار نیز آثار مهمی دارد. اعتباردهی به تعاونی نمی‌تواند صرفاً بر دارایی‌های فردی اعضا یا اندازه سرمایه ثبت‌شده استوار باشد؛ بلکه باید ظرفیت جمعی، جریان درآمدی، کیفیت حکمرانی و امکان نظارت بر فعالیت را نیز ببیند.

۱ـ۲. از امتیاز اداری تا حق برخورداری از فرصت توسعه
«حمایت اعتباری» اگر به اعطای تسهیلات خارج از ضوابط، بخشودگی تعهدات یا تخصیص منابع بدون ارزیابی تعبیر شود، با اصول بانکداری سالم ناسازگار خواهد بود. اما حمایت اعتباری در معنای دقیق‌تر، عبارت است از طراحی ابزارها و رویه‌هایی که موانع ناموجه دسترسی به اعتبار را کاهش دهد. چنین حمایتی می‌تواند شامل اعتبارسنجی متناسب با ویژگی‌های تعاونی، پذیرش اشکال متنوع‌تر تضمین، تأمین مالی مرحله‌ای، آموزش مالی، نظارت پس از اعطا و استفاده از سازوکارهای زنجیره‌ای باشد.

از این منظر، حمایت اعتباری امتیاز اداری نیست؛ زیرا هدف آن ایجاد برتری بی‌ضابطه برای یک گروه نیست. هدف، نزدیک کردن ارزیابی اعتباری به واقعیت اقتصادی تعاونی‌هاست؛ واقعیتی که ممکن است در مدل‌های عمومی اعتبارسنجی به‌درستی دیده نشود. عدالت اعتباری نیز به معنای اعطای اعتبار به هر متقاضی، صرف‌نظر از توان بازپرداخت، نیست؛ بلکه به معنای فراهم کردن فرصت ارزیابی منصفانه و متناسب برای فعالیت‌هایی است که به دلیل ویژگی نهادی خود در معرض حذف از بازار اعتبار قرار می‌گیرند.

قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴، در کنار تنظیم مناسبات بخش‌های مختلف اقتصاد، بر زمینه‌سازی برای رقابت، رفع موانع و تقویت حضور بخش‌های غیردولتی تأکید دارد.[^4] در این چارچوب، بانک توسعه تعاون می‌تواند یکی از ابزارهای نهادی تحقق سیاستی باشد که می‌خواهد بخش تعاون را از وضعیت دریافت‌کننده حمایت‌های مقطعی به کنشگری مستقل و توانمند در اقتصاد تبدیل کند.

۲. تبیین نهادی بانک توسعه تعاون
۲ـ۱. شخصیت حقوقی و مأموریت عمومی

اساسنامه بانک توسعه تعاون، بانک را به‌عنوان شخصیتی حقوقی و مستقل معرفی می‌کند و برای آن ساختار، وظایف و اختیارات مشخص در نظر می‌گیرد.[^5] تحلیل این جایگاه نیازمند تفکیک دو مفهوم است: استقلال اداری ـ مالی بانک و عمومی بودن مأموریت و سرمایه آن.

استقلال اداری و مالی به این معناست که بانک، در چهارچوب قوانین و مقررات بانکی، دارای ارکان، حساب‌ها، تصمیم‌های اجرایی و فرایندهای مدیریتی خاص خود است. این استقلال، شرط حرفه‌ای‌بودن عملیات بانکی است؛ زیرا اعطای اعتبار، مدیریت ریسک و وصول مطالبات نیازمند تصمیم‌گیری تخصصی و پاسخ‌گویی مشخص است. در مقابل، سرمایه دولتی و مأموریت عمومی نشان می‌دهد که بانک با یک بانک تجاری عادی که صرفاً بر مبنای بیشینه‌سازی سود کوتاه‌مدت عمل می‌کند، یکسان نیست.

این دو ویژگی با یکدیگر تعارض ضروری ندارند. سرمایه دولتی می‌تواند مبنای تحمل بخشی از هزینه‌های اولیه توسعه، ایجاد زیرساخت‌های اعتباری و ورود به حوزه‌هایی باشد که بازار خصوصی به دلیل هزینه بالا یا ریسک ادراک‌شده، کمتر به آنها وارد می‌شود. اما همین ویژگی، مسئولیت بانک را در قبال کارایی، شفافیت و سلامت مالی افزایش می‌دهد. منابع عمومی نباید به تسهیلات فاقد توجیه تبدیل شوند؛ بلکه باید به‌مثابه سرمایه‌ای برای ایجاد ظرفیت، کاهش شکست بازار و اهرم‌کردن منابع دیگر به کار روند.

۲ـ۲. الگوی بانکداری توسعه‌ای مأموریت‌محور
بانکداری توسعه‌ای مأموریت‌محور را می‌توان الگویی دانست که در آن بانک، در کنار رعایت الزامات احتیاطی و مالی، برای حل یک مسئله توسعه‌ای مشخص طراحی می‌شود. در این الگو، بانک نه جایگزین بازار است و نه صرفاً مجری دستورات اداری. نقش آن، اصلاح محدودیت‌هایی است که بازار به‌تنهایی قادر به رفع آنها نیست؛ از جمله کمبود اطلاعات، نبود وثیقه مناسب، افق زمانی بلندمدت یا پراکندگی متقاضیان.

بر مبنای مواد ۱، ۲ و ۵ اساسنامه بانک توسعه تعاون، مأموریت بانک با توسعه بخش تعاون و تأمین مالی فعالیت‌های مرتبط با آن پیوند دارد.[^6] این مأموریت، بانک را به سمت تخصصی‌شدن سوق می‌دهد. تخصصی‌شدن به معنای چشم‌پوشی از اصول عمومی بانکداری نیست؛ بلکه به معنای شناخت بهتر مشتری، فعالیت، زنجیره ارزش و ریسک‌های خاص بخش تعاون است.

بانک توسعه تعاون در این الگو باید سه سطح را از یکدیگر تفکیک کند: نخست، تأمین مالی مستقیم برای پروژه یا بنگاه تعاونی؛ دوم، توسعه ابزارهایی که هزینه و ریسک دسترسی به اعتبار را کاهش می‌دهد؛ و سوم، ایجاد اطلاعات و استانداردهایی که سایر تأمین‌کنندگان مالی را نیز قادر به مشارکت می‌کند. سطح سوم، همان نقطه‌ای است که بانک از تسهیلات‌دهنده صرف به نهاد تنظیم‌گر دسترسی اعتباری نزدیک می‌شود.

تنظیم‌گری در اینجا به معنای وضع مقررات عمومی نیست؛ بلکه به معنای طراحی معماری عملیاتی اعتبار است: تعریف معیارهای ارزیابی، ایجاد مسیرهای شفاف درخواست، تفکیک انواع ریسک، استفاده از تضمین‌های متناسب، پیوند دادن پرداخت با پیشرفت واقعی و ایجاد سازوکارهای هشدار زودهنگام. بانک از این طریق بر رفتار بازار اثر می‌گذارد، بدون آنکه از مرزهای قانونی نهادهای سیاست‌گذار و ناظر عبور کند.

۳. شکست اعتباری در تعاون؛ چرا اعتبار عمومی همیشه کافی نیست؟
۳ـ۱. مسئله عدم تقارن اطلاعاتی

در رابطه بانکی، متقاضی معمولاً اطلاعات بیشتری درباره پروژه، اعضا، بازار و توان واقعی خود دارد، در حالی که بانک با اطلاعات ناقص تصمیم می‌گیرد. این عدم تقارن اطلاعاتی ممکن است پیش از اعطای اعتبار به انتخاب نامناسب مشتری و پس از اعطا به رفتار پرریسک یا انحراف منابع منجر شود. در تعاونی‌ها، ساختار جمعی و گاه پراکندگی اعضا می‌تواند ارزیابی را پیچیده‌تر کند؛ زیرا مسئولیت‌ها، منافع و جریان‌های تصمیم‌گیری میان چندین عضو توزیع شده است.

این گزاره به معنای آن نیست که تعاونی‌ها ذاتاً پرریسک‌اند. برعکس، مشارکت اعضا و پیوند فعالیت با نیاز واقعی آنان می‌تواند منبعی برای ثبات و نظارت اجتماعی باشد. مسئله این است که این ظرفیت‌ها در صورت نبود سازوکار مناسب، در اسناد اعتباری متعارف قابل مشاهده یا قابل سنجش نباشند. بنابراین بانک تخصصی باید بتواند اطلاعات اجتماعی و نهادی را به شاخص‌های اقتصادی قابل اتکا تبدیل کند.

۳ـ۲. وثیقه، سرمایه خرد و هزینه معامله
بسیاری از تعاونی‌ها ممکن است از سرمایه اولیه محدود و دارایی‌های قابل توثیق اندک برخوردار باشند. اگر اعطای اعتبار فقط بر وثیقه ملکی یا تضمین‌های فردی اعضا متکی باشد، بخشی از تعاونی‌های واجد ظرفیت اقتصادی از ابتدا از چرخه اعتبار حذف می‌شوند. این وضعیت در تعاونی‌هایی که بر نیروی کار، شبکه اعضا، قراردادهای فروش یا دارایی‌های نامشهود تکیه دارند، شدیدتر است.

همچنین، پراکندگی جغرافیایی و کوچک‌بودن مبالغ مورد نیاز می‌تواند هزینه بررسی و نظارت را نسبت به حجم تسهیلات افزایش دهد. بانک عمومی ممکن است برای کاهش این هزینه، استانداردی یکسان بر همه متقاضیان اعمال کند؛ اما بانک توسعه تعاون می‌تواند با تجمیع تقاضا، ایجاد سازوکارهای واسط، تأمین مالی زنجیره‌ای یا استفاده از ارزیابی‌های گروهی، هزینه معامله را کاهش دهد. این اقدامات باید به‌عنوان ابزار کاهش هزینه و ریسک طراحی شوند، نه راهی برای حذف ارزیابی فردی و سازمانی.

۳ـ۳. ساختار جمعی؛ هم فرصت و هم ریسک
ساختار جمعی تعاونی دو اثر متعارض دارد. از یک سو، تعدد اعضا می‌تواند توزیع ریسک، نظارت متقابل و پیوند فعالیت با جامعه محلی را تقویت کند. از سوی دیگر، اگر مسئولیت‌ها روشن نباشد، تصمیم‌گیری کند باشد یا اعضا نسبت به پیامدهای تعهد اعتباری احساس مسئولیت مشترک نکنند، ریسک اخلاقی افزایش می‌یابد. از این رو، ارزیابی تعاونی باید کیفیت اساسنامه، شفافیت مجامع، ترکیب مدیریت، سازوکار حسابرسی، رابطه اعضا با بنگاه و جریان نقدی فعالیت را در نظر بگیرد.

نتیجه آنکه شکست اعتباری در تعاون نه حاصل یک ویژگی ذاتی، بلکه محصول عدم انطباق میان قالب عمومی اعتباردهی و ویژگی‌های نهادی تعاونی است. بانک توسعه تعاون باید این عدم انطباق را با تخصص، داده و طراحی ابزار اصلاح کند؛ نه با حذف ضوابط یا اعطای اعتبار بدون پشتوانه.

۴. از اعتبار به ظرفیت‌سازی: منطق نهادی بانک توسعه تعاون
۴ـ۱. کارکرد نخست: تأمین مالی متناسب

نخستین کارکرد بانک، تأمین مالی است؛ اما تأمین مالی متناسب، با پرداخت صرف تفاوت دارد. تناسب باید در مبلغ، مدت، زمان‌بندی پرداخت، دوره تنفس، نوع تضمین و شیوه بازپرداخت دیده شود. فعالیتی که در مرحله تجهیز یا تولید قرار دارد، با فعالیتی که قرارداد فروش قطعی دارد، نیاز اعتباری یکسانی ندارد. همچنین سرمایه در گردش تعاونی تولیدی با تأمین مالی یک پروژه زیرساختی یا تعاونی خدماتی تفاوت دارد.

بانک تخصصی باید میان «نیاز واقعی» و «تقاضای اسمی» تمایز بگذارد. تسهیلات بیش از نیاز، ممکن است منابع را منحرف و بازپرداخت را دشوار کند؛ تسهیلات کمتر از نیاز نیز پروژه را نیمه‌تمام می‌گذارد. ارزیابی جریان نقدی، قراردادهای تجاری، ظرفیت بازار و تعهد اعضا باید مبنای تعیین اندازه و زمان‌بندی اعتبار باشد.

۴ـ۲. کارکرد دوم: توزیع عادلانه‌تر اعتبار
عدالت اعتباری در سطح نهادی، یعنی دسترسی متقاضیان واجد شرایط به فرایندی شفاف، قابل پیش‌بینی و متناسب. این عدالت با برابری صوری تفاوت دارد. رفتار یکسان با متقاضیانی که امکانات، اطلاعات و شکل حقوقی یکسان ندارند، ممکن است در عمل به نابرابری منجر شود.

بانک توسعه تعاون می‌تواند با ایجاد شعب یا مسیرهای تخصصی، استانداردسازی مدارک، آموزش متقاضیان، ارزیابی غیرمتمرکز کنترل‌شده و توسعه ابزارهای تضمین، هزینه ورود تعاونی‌ها به بازار اعتبار را کاهش دهد. با این حال، عدالت اعتباری نباید به سهمیه‌بندی غیرشفاف یا ترجیح دائمی مشتریان ناکارآمد تبدیل شود. عدالت، زمانی توسعه‌ای است که به انتخاب بهتر، فرصت برابرتر و مسئولیت‌پذیری بیشتر منجر شود.

۴ـ۳. کارکرد سوم: تبدیل ظرفیت اجتماعی به فعالیت اقتصادی پایدار
تعاونی‌ها می‌توانند سرمایه اجتماعی، اعتماد محلی و مشارکت اعضا را به تولید کالا و خدمات تبدیل کنند. اما سرمایه اجتماعی به خودی خود درآمد و بازپرداخت ایجاد نمی‌کند. بانک باید میان ظرفیت اجتماعی و مدل اقتصادی پایدار پیوند برقرار کند. این پیوند از طریق کمک به تدوین طرح کسب‌وکار، تحلیل بازار، اتصال به زنجیره تأمین، تقویت حسابداری و طراحی تأمین مالی مرحله‌ای امکان‌پذیر است.

در اینجا، بانک نقش توسعه‌ای خود را از طریق «ساختن قابلیت» ایفا می‌کند. هرچه تعاونی‌ها اطلاعات مالی منظم‌تر، حاکمیت سازمانی روشن‌تر و ارتباط تجاری باثبات‌تری داشته باشند، اتکای آنها به تضمین‌های سنتی کاهش می‌یابد و اعتبارسنجی بر عملکرد واقعی استوارتر می‌شود.

۴ـ۴. تنش میان عدالت، کارایی و انضباط
سه هدف عدالت اعتباری، کارایی مالی و انضباط اعتباری همواره هم‌جهت نیستند. گسترش دسترسی ممکن است هزینه بررسی و نظارت را افزایش دهد. سخت‌گیری بیش از حد، سلامت کوتاه‌مدت سبد اعتباری را حفظ می‌کند، اما مأموریت توسعه‌ای را تهی می‌سازد. از سوی دیگر، تسهیل بدون کنترل، احتمال مطالبات غیرجاری و اتلاف منابع را افزایش می‌دهد.

راه‌حل، انتخاب یکی از این اهداف به زیان دو هدف دیگر نیست؛ بلکه طراحی سازوکارهایی است که تعارض را مدیریت کند. برای نمونه، اعتبارسنجی تخصصی می‌تواند هزینه ارزیابی را کاهش دهد؛ تأمین مالی مرحله‌ای می‌تواند ریسک انحراف منابع را محدود کند؛ و نظارت پس از اعطا می‌تواند امکان اصلاح به‌موقع مسیر پروژه را فراهم آورد. در چنین ساختاری، عدالت از طریق دسترسی به فرصت ارزیابی و ابزار متناسب، کارایی از طریق تخصیص به پروژه‌های قابل دوام و انضباط از طریق کنترل ریسک تحقق می‌یابد.

۵. نقد و پاسخ: مرز حمایت توسعه‌ای و تساهل اعتباری
۵ـ۱. خطر مطالبات غیرجاری

هر سیاست توسعه‌ای که اعتبار را به مشتریان و حوزه‌های کم‌برخوردارتر هدایت می‌کند، ممکن است با ریسک بالاتری روبه‌رو شود. اگر این ریسک به‌درستی قیمت‌گذاری، پایش و مدیریت نشود، به افزایش مطالبات غیرجاری، کاهش توان وام‌دهی و تضعیف اعتماد عمومی منجر خواهد شد. مأموریت اجتماعی نمی‌تواند جایگزین تحلیل اعتباری شود.

پاسخ نخست، طراحی اعتبارسنجی تخصصی است. این اعتبارسنجی باید متناسب با نوع تعاونی، سابقه فعالیت، جریان نقدی، قراردادهای فروش، کیفیت مدیریت، تعهد اعضا و ساختار مالکیت باشد. وثیقه همچنان می‌تواند نقش خود را داشته باشد، اما نباید تنها معیار تصمیم‌گیری باشد. در مقابل، نبود وثیقه کافی نیز نباید به اعطای اعتبار بدون ارزیابی منجر شود.

۵ـ۲. تسهیلات تکلیفی و مداخله غیرحرفه‌ای
تحمیل تکالیف اعتباری بدون تأمین منابع، طراحی ابزار، تعیین مسئولیت و پیش‌بینی سازوکار جبران، می‌تواند بانک را در معرض تصمیم‌هایی قرار دهد که با مدیریت حرفه‌ای ریسک سازگار نیست. تفاوت مهمی میان «مأموریت توسعه‌ای» و «تکلیف موردی» وجود دارد. مأموریت توسعه‌ای باید در راهبرد، بودجه، نظام ارزیابی و شاخص‌های عملکرد بانک جای گیرد؛ اما تکلیف موردی ممکن است بدون توجه به ظرفیت اجرایی و ریسک اعتباری بر بانک تحمیل شود.

همچنین مداخله غیرحرفه‌ای در انتخاب مشتری، تعیین مبلغ یا نحوه وصول، استقلال کارشناسی بانک را تضعیف می‌کند. حفظ استقلال تصمیم اعتباری به معنای بی‌توجهی به سیاست عمومی نیست؛ بلکه شرط آن است که سیاست عمومی از مسیر قواعد شفاف، قابل ارزیابی و پاسخ‌گو اجرا شود.

۵ـ۳. راهکارهای سازگار با بانکداری حرفه‌ای
الف) اعتبارسنجی تخصصی و داده‌محور: بانک باید اطلاعات مالی، مدیریتی، عضویتی و تجاری تعاونی را در چارچوبی یکپارچه گردآوری کند. استفاده از داده‌های عملکردی و قراردادهای واقعی، در کنار صورت‌های مالی، می‌تواند تصویر دقیق‌تری از توان بازپرداخت ارائه دهد.

ب) نظارت پس از اعطا: پرداخت اعتبار نباید پایان رابطه بانک و تعاونی تلقی شود. پرداخت مرحله‌ای، کنترل مصرف، بررسی پیشرفت پروژه، پایش جریان نقدی و ارتباط منظم با مدیریت تعاونی، امکان شناسایی زودهنگام مشکل را افزایش می‌دهد. نظارت باید برای اصلاح مسیر و پیشگیری از زیان طراحی شود، نه فقط برای واکنش پس از وقوع تخلف.

ج) تأمین مالی زنجیره‌ای و غیرمستقیم: در مواردی که تعاونی در یک زنجیره تولید یا توزیع فعالیت می‌کند، می‌توان اعتبار را به قرارداد، سفارش، خریدار معتبر یا جریان واقعی کالا و خدمت پیوند داد. چنین رویکردی ممکن است اتکای صرف به وثیقه را کاهش دهد و منابع را به فعالیت اقتصادی مشخص متصل کند. البته اعتبار زنجیره‌ای نیز نیازمند احراز اصالت قرارداد، اعتبار طرفین و کنترل ریسک تمرکز است.

د) شفافیت و پاسخ‌گویی: انتشار اطلاعات کلی درباره معیارهای اعطای اعتبار، گروه‌های هدف، عملکرد سبد، میزان وصول، سهم تأمین مالی تولیدی و نتایج توسعه‌ای، امکان ارزیابی عمومی و حرفه‌ای را فراهم می‌کند. شفافیت نباید به افشای اطلاعات محرمانه مشتریان منجر شود، اما باید به اندازه‌ای باشد که نسبت میان مأموریت و عملکرد قابل سنجش باشد.

هـ) سنجش اثر توسعه‌ای: شاخص موفقیت نباید فقط تعداد یا مبلغ تسهیلات باشد. استمرار فعالیت تعاونی، افزایش ظرفیت تولید، ایجاد یا تثبیت اشتغال، بهبود بهره‌وری، افزایش مشارکت اعضا، توسعه بازار و حفظ توان بازپرداخت، از جمله شاخص‌هایی هستند که می‌توانند در کنار شاخص‌های بانکی سنجیده شوند. اثر توسعه‌ای باید قابل تعریف، قابل اندازه‌گیری و قابل مقایسه باشد.

در همه این موارد باید تصریح کرد که حمایت از تعاون معادل تساهل در وصول مطالبات، نادیده‌گرفتن ضوابط بانکی یا اعطای اعتبار به فعالیت‌های فاقد توجیه نیست. حمایت مؤثر، دقیقاً به معنای حرفه‌ای‌تر کردن شناخت و مدیریت ریسک تعاونی‌هاست.

نتیجه‌گیری
بانک توسعه تعاون در نقطه تلاقی دو منطق قرار دارد: منطق بانکداری، که بر حفظ منابع، ارزیابی ریسک و وصول مطالبات استوار است؛ و منطق توسعه تعاون، که بر مشارکت اقتصادی، توزیع فرصت و تبدیل ظرفیت جمعی به فعالیت پایدار تأکید دارد. خطای نخست آن است که بانک را صرفاً بانک تجاری دیگری تصور کنیم و مأموریت آن را به پرداخت تسهیلات تقلیل دهیم. خطای دوم نیز آن است که مأموریت عمومی را مجوزی برای کنار گذاشتن اصول حرفه‌ای بانکداری بدانیم.

راه میانه، نه سازش مبهم، بلکه طراحی نهادی دقیق است. بانک باید در مقام بانکداری توسعه‌ای مأموریت‌محور، موانع ساختاری دسترسی تعاونی‌ها به اعتبار را شناسایی و اصلاح کند. این امر مستلزم اعتبارسنجی تخصصی، ابزارهای متناسب، نظارت مستمر، شفافیت و سنجش اثر توسعه‌ای است. بانک در این نقش، تنها منابع را جابه‌جا نمی‌کند؛ بلکه قواعد دسترسی به منابع را به واقعیت نهادی و اقتصادی تعاونی‌ها نزدیک می‌سازد.

نتیجه روشن مقاله آن است که بانک توسعه تعاون باید پیوند میان مأموریت عمومی و حکمرانی حرفه‌ای اعتبار باشد. معیار ارزیابی آن نیز صرف حجم تسهیلات پرداختی نیست؛ بلکه باید کیفیت اثرگذاری توسعه‌ای در کنار سلامت اعتباری سنجیده شود. بانکی که بتواند تعاونی واجد ظرفیت را از متقاضی ناشناخته به بنگاهی شفاف، قابل ارزیابی و پایدار تبدیل کند، نه‌فقط تأمین‌کننده مالی، بلکه سازنده زیرساخت اعتماد و دسترسی در اقتصاد تعاونی خواهد بود.

یادداشت‌های پایانی
[^1]: قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۴۴. در این اصل، نظام اقتصادی کشور بر پایه سه بخش دولتی، تعاونی و خصوصی، با حدود و شرایط مقرر در قانون، تعریف شده است.

[^2]: رهبر جمهوری اسلامی ایران، «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی»، ابلاغی ۱ خرداد ۱۳۸۴، بخش «ب ـ سیاست‌های کلی بخش تعاونی»، به‌ویژه بندهای ۱، ۳، ۴، ۵، ۷ و ۸، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای:

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=165

[^3]: قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب ۱۳ شهریور ۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی، پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران:

https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=5362550425974155159

در این مقاله، به دلیل عدم بررسی مستقیم متن مواد در منبع مذکور، از ارجاع ماده‌ای به این قانون خودداری شده است.

[^4]: قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب ۸ بهمن ۱۳۸۶ مجلس شورای اسلامی، پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران:

https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=8609157198573593908

[^5]: اساسنامه بانک توسعه تعاون، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب هیئت وزیران، مواد ۱، ۲ و ۵، پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران:

https://qavanin.ir/Law/

TreeText/?IDS=11148297028992053387

[^6]: در متن اصلی مقاله، برای رعایت دقت زمانی و جلوگیری از ورود به اختلاف شکلی در تاریخ‌گذاری، از تعبیر «اساسنامه مصوب هیئت وزیران در مرداد ۱۳۸۸» استفاده شده است. پایگاه قوانین تاریخ تصویب اساسنامه را ۱۱ مرداد ۱۳۸۸ درج کرده، در حالی که نسخه منتشرشده از تصویب‌نامه شماره ۹۷۹۱۴/ت۴۱۴۸۴هـ، تاریخ ۱۳ مرداد ۱۳۸۸ را نشان می‌دهد. این اختلاف، ناظر به تاریخ درج یا انتشار سند است و در تحلیل حاضر تغییری در ارجاع به مواد ۱، ۲ و ۵ اساسنامه ایجاد نمی‌کند.

فهرست منابع
۱. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل ۴۴.

۲. رهبر جمهوری اسلامی ایران. «سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی»، ابلاغی ۱ خرداد ۱۳۸۴، بخش «ب ـ سیاست‌های کلی بخش تعاونی»، به‌ویژه بندهای ۱، ۳، ۴، ۵، ۷ و ۸. پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای.

https://farsi.khamenei.ir/news-content?id=165

۳. قانون بخش تعاونی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب ۱۳ شهریور ۱۳۷۰ مجلس شورای اسلامی. پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران.

https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=5362550425974155159

۴. قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب ۸ بهمن ۱۳۸۶ مجلس شورای اسلامی. پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران.

https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=8609157198573593908

۵. اساسنامه بانک توسعه تعاون، با اصلاحات و الحاقات بعدی، مصوب هیئت وزیران در مرداد ۱۳۸۸. پایگاه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران.

https://qavanin.ir/Law/TreeText/?IDS=11148297028992053387

۶. تصویب‌نامه شماره ۹۷۹۱۴/ت۴۱۴۸۴هـ هیئت وزیران، مورخ ۱۳ مرداد ۱۳۸۸، درباره اساسنامه بانک توسعه تعاون.
 

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای