به گزارش اکو اقتصاد، آیتالله سید مجتبی خامنهای فرمانده معظم کل قوا در دیدار اخیر با فرماندهان ارشد نیروهای مسلح، پاسخ به هر سطح و نوع تهدید را فوری و مؤثر و بدون محدودیت جغرافیایی دانستند. ایشان همچنین بر تقویت معماری اطلاعات نظامی، تعمیق دفاع بومی در دو حوزه «دکترین» و «تاکتیک»، توسعه توانمندیهای روزآمد دفاعی و امنیتی با بهرهگیری از فناوریهای نوین و تقویت بنیه معنوی و پشتیبانی نیروهای مسلح تأکید کردند.
تأکید همزمان بر دکترین و تاکتیک، نشان میدهد که موضوع صرفاً ارتقای تجهیزات یا افزایش توان فنی تسلیحات نیست؛ بلکه بازنگری در چارچوب کلان بهکارگیری قدرت نظامی و شیوه اجرای عملیات نیز مورد توجه قرار دارد. دکترین، مبانی و اهداف کلان دفاعی و نظامی را تعیین میکند و تاکتیکها چگونگی اجرای آن در میدان عمل را شکل میدهند. از این منظر، تعمیق دفاع بومی در این دو حوزه میتواند به معنای بازتعریف شیوه شناسایی تهدید، انتخاب اهداف و طراحی پاسخ متناسب با شرایط جدید باشد.
این رویکرد در امتداد تغییراتی قرار میگیرد که پس از جنگ ۱۲ روزه در دکترین دفاعی ایران مطرح شد. در آن مقطع، با توجه به تجربه رویارویی مستقیم با آمریکا و رژیم صهیونیستی، بازنگری در رویکرد دفاعی کشور و حرکت از الگوی متکی بر بازدارندگی دفاعی به سمت آفند فعال و عملیات سریع و گسترده مورد توجه قرار گرفت. در این چارچوب، صرفاً انتظار برای وقوع حمله و سپس پاسخ به آن، مبنای محاسبات دفاعی نیست و نشانههای عینی شکلگیری تهدید نیز میتواند در ارزیابیهای امنیتی و تصمیمگیری عملیاتی نقش داشته باشد.
در کنار این تحول، ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتمالانبیا(ص) نیز با هدف نزدیکتر شدن سطوح راهبردی و عملیاتی تصمیمگیری و کوتاه شدن فاصله میان شناسایی تهدید، اتخاذ تصمیم و اجرای عملیات دنبال شده است. این تغییر ساختاری را میتوان بخشی از تلاش برای افزایش سرعت و هماهنگی در مواجهه با تهدیدهای متنوع و چندوجهی دانست؛ تهدیدهایی که لزوماً به جغرافیای پیرامونی ایران محدود نیستند.
حمله مستقیم آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در تیر ماه ۱۴۰۴ نمونهای از گسترش جغرافیای تهدید بود. در این عملیات، بمبافکنهای B-۲ آمریکا از خاک این کشور به سمت اهدافی در ایران پرواز کردند و موشکهای کروز تاماهاوک نیز از یک زیردریایی آمریکایی در منطقه به سوی اهدافی در ایران شلیک شدند؛ این تجربه نشان داد که تهدید نظامی میتواند از فواصل بسیار دور و با اتکا به ظرفیتهای راهبردی مستقر در خارج از منطقه شکل بگیرد. استقرار ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها و دیگر تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه نیز بخشی از همین معادله است.
اما برای فهم نسبت این تحولات با سیاست موشکی ایران، باید به سابقه تعیین سقف ۲۰۰۰ کیلومتری بازگشت. سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده وقت کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۹ آبان ۱۳۹۶ در حاشیه همایش جهان بدون ترور اعلام کرد که برد موشکهای ایران مطابق سیاستهای تعیینشده از سوی فرمانده کل قوا به ۲۰۰۰ کیلومتر محدود شده است. او در عین حال تأکید کرد که امکان افزایش این برد از نظر توانمندی وجود دارد، اما همین میزان در آن مقطع کفایت میکند؛ چراکه بخش عمده نیروها و منافع آمریکا در منطقه در همین محدوده قرار دارند.
چند سال بعد، بخشی از بیانات آیتالله سیدعلی خامنهای در دیدار جمعی از فعالان حوزه نانو در ۹ اسفند ۱۳۹۷ در قسمت سوم مستند «غیر رسمی» منتشر شد که ابعاد روشنتری از این تصمیم را نشان میداد. ایشان در این دیدار، با اشاره به اینکه تعیین برد ۲۰۰۰ کیلومتری به تصمیم خودشان بوده است، اظهار کردند: آن دو هزار کیلومتر را هم بنده گفتم و الا اینها میخواستند تا چهار، پنج هزار کیلومتر بروند. من نگذاشتم؛ علتی دارد. من مانع شدم، یعنی گفتم بیشتر از دو هزار کیلومتر الان نباید برویم.» این سخنان نشان میدهد که سقف تعیینشده، نه ناشی از ناتوانی فنی، بلکه تصمیمی در چارچوب ملاحظات و محاسبات کلان دفاعی بوده است.
این برداشت در اظهارات بعدی سردار امیرعلی حاجیزاده فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه، نیز مورد تأکید قرار گرفت. او ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ در یک برنامه تلویزیونی اعلام کرد که ایران از نظر فنی برای افزایش برد موشکها با محدودیتی مواجه نیست و گفت: از نظر فنی مشکلی ما نداریم برای ازدیاد برد، هیچ محدودیتی نداریم. سردار حاجیزاده در عین حال توضیح داد که ساخت هر سلاح باید بر اساس مأموریت و نیاز عملیاتی تعریف شود و با توجه به حضور اهداف متعدد و در دسترس آمریکا در منطقه، ضرورتی برای حرکت به سمت ساخت موشکهای قارهپیما وجود نداشته است. به این ترتیب، او نیز محدودیت پیشین را بیشتر ناشی از ارزیابی نیازها و ملاحظات عملیاتی دانست تا محدودیت فناوری.
اکنون، با تأکید فرمانده کل قوا بر پاسخ فوری و مؤثر به تهدیدها بدون محدودیت جغرافیایی، این پرسش مطرح است که آیا مبنای پیشین برای تعیین سقف برد موشکها نیز تغییر کرده است؟ هنگامی که جغرافیای تهدید از محیط پیرامونی فراتر میرود و پاسخ دفاعی نیز باید به محدوده جغرافیایی مشخصی محدود نباشد، بازنگری در برد عملیاتی تسلیحات، از جمله موشکها، میتواند یکی از الزامات متناسب با این رویکرد جدید باشد.
در همین چارچوب، دستور به بهروزرسانی بانک اهداف و قرار گرفتن همه داراییهای مادی و غیرمادی دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی در دسترس نیروهای مسلح، اهمیت دارد. این تأکید در کنار تغییر دکترین و تاکتیک و توسعه فناوریهای دفاعی، نشان میدهد که بازتعریف دامنه اهداف و ابزارهای پاسخ نیز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، موضوع صرفاً افزایش برد یک سامانه تسلیحاتی نیست، بلکه تناسب میان جغرافیای تهدید، گستره اهداف و ظرفیتهای عملیاتی نیروهای مسلح مطرح است.
مجموع این مواضع و تحولات، از احتمال بازنگری جدی در سیاست پیشین تعیین سقف ۲۰۰۰ کیلومتری حکایت دارد. با توجه به اینکه این محدودیت از ابتدا تصمیمی مبتنی بر ملاحظات راهبردی و نه ناتوانی فنی بوده و اکنون نیز که بر پاسخ بدون محدودیت جغرافیایی تأکید شده است، میتوان گفت زمینههای راهبردی آن تصمیم در حال تغییر است. هرچند در بیانات اخیر بهصراحت از لغو سقف ۲۰۰۰ کیلومتری نام برده نشده، اما دیگر نمیتوان این عدد را بدون در نظر گرفتن تحولات جدید، سقفی ثابت و الزامآور برای سیاست موشکی ایران تلقی کرد.
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید