11:37 | 1405/07/08
قیمت لحظه‌ای
سیاسی 1405/07/08 219 بازدید 0 نظر

ایران و امارات؛ بازی ابوظبی روی لبه تیغ در انبار باروت خاورمیانه

ایران و امارات؛ بازی ابوظبی روی لبه تیغ در انبار باروت خاورمیانه
از میزبانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی در ابوظبی تا تکرار ادعای ارضی در تریبون سازمان ملل؛ تصویری از کشوری را نمایش می‌دهد که به‌جای بازنگری در رویکرد خود در برابر همسایه‌ای که قابل حذف نیست، بر شرط‌بندی روی محور اسرائیل-آمریکا پافشاری کرده و بحران امروز خاورمیانه را تشدید می‌کند.

به گزارش اکو اقتصاد، دعوت امارات متحده عربی از نخست‌وزیر رژیم اسرائیل برای سفر به ابوظبی و پذیرش آن از سوی «بنیامین نتانیاهو»، در شرایطی انجام می‌شود که تجاوز نظامی آمریکا با همراهی اسرائیل علیه ایران، همچنان مهمترین فاکتوری است که بر معادلات امنیتی منطقه، روابط بین‌ کشورها و دولت‌ها سایه افکنده و اثر می‌گذارد. خبرگزاری رسمی امارات «وام»، روز دوشنبه ششم مهر (۲۸ سپتامبر) گزارش داد که «محمد بن زاید آل نهیان» رئیس امارات، در ابوظبی از نتانیاهو استقبال کرده و دو طرف درباره روابط دوجانبه و راه‌های تقویت و توسعه آن گفت‌وگو کرده‌اند. دفتر نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی نیز اعلام کرد این دیدار بر تقویت روابط دو طرف و مسائل منطقه‌ای متمرکز بوده است.

این سفر در شرایطی که منطقه با آن روبروست، نمی‌تواند به موضوعات فی‌مابین ابوظبی و تل‌آویو محدود باشد. حتی اگر امارات بر دوجانبه بودن موضوعات مطرح در آن تاکید کند؛ روایت رسانه‌های خارجی از این دیدار، تصویر متفاوتی ارائه می‌کند. رویترز به نقل از سه مقام ارشد رژیم اسرائیل گزارش داد که این دیدار حدود شش ساعت طول کشیده و «ایران» محور اصلی گفت‌وگوهای دو طرف بوده است. جروزالم پست نیز به نقل از منابع خود نوشت که ایران موضوع اصلی مذاکرات بوده و دو طرف در هفته‌های پیش از این دیدار نیز چندین بار تلفنی گفت‌وگو کرده بودند.

وزارت امور خارجه ایران در واکنش به حضور نخست‌وزیر رژیم اسرائیل در منطقه، در بیانیه‌ای تصریح کرد: «در شرایطی که منطقه غرب آسیا به دلیل تجاوزات نظامی رژیم صهیونیستی علیه ایران و تشدید اشغالگری و نسل‌کشی در سرزمین‌های اسلامی به‌ویژه فلسطبن و لبنان، در یکی از شکننده‌ترین و حساس‌ترین برهه‌های تاریخی قرار دارد، حضور جنایتکاری که دستانش به خون صدها هزار انسان بی‌گناه آلوده است و تحت پیگرد محاکم بین‌المللی قرار دارد، بسیار خطرناک و هشداربرانگیز است. بدون تردید با توجه به دشمنی و عناد اثبات‌شده رژیم صهیونیستی با ایران و دیگر کشورهای منطقه و تهدیدهای مکرر رژیم علیه جمهوری اسلامی ایران، همه کشورهای منطقه باید مراقب پیامدها و عواقب چنین حضوری -که تهدید کننده صلح و امنیت جمعی منطقه است- باشند.»

در ادامه بیانیه ایران آمده است: «امنیت منطقه‌ای یک امر جمعی و تفکیک‌ناپذیر است و هر تحرکی که بسترساز ورود بازیگران ناامن‌ساز به منطقه شود، در نهایت به زیان همه کشورهای منطقه خواهد بود و منجر به تفرقه‌انگیزی، و تشدید ناامنی و بی‌ثباتی بیشتر در غرب آسیا می‌شود. بر این اساس، از حکومت‌های منطقه انتظار می‌رود با درک مسئولیت خود در قبال صلح و ثبات منطقه، از فراهم کردن زمینه برای حضور مخرب رژیم صهیونیستی خودداری کنند و اجازه ندهند قلمروی کشورهای منطقه به بستری برای اقدامات بی‌ثبات‌کننده علیه دیگر کشورهای منطقه تبدیل شود.»

دعوت از نتانیاهو و گفت‌وگو با وی درباره ایران از سوی امارات متحده عربی، رفتاری است که باید آن را در چارچوب بازی خاصی ارزیابی کرد که ابوظبی برای تامین منافع خود در منطقه در پیش گرفته است، بی‌آنکه درباره امکان اجرا، تبعات و دستاوردهای آن ارزیابی آینده‌نگرانه‌ای را در پیش گرفته باشد. در حال حاضر مسئله اصلی این نیست که آیا امارات با اسرائیل رابطه دارد یا خیر؟ (این رابطه پس از توافق ابراهیم در سال ۲۰۲۰ شکل گرفته و در سال‌های بعد در حوزه‌های اقتصادی، فناوری، سیاسی و امنیتی توسعه یافته است). پرسش مهم‌تر این است که امارات پس از تجربه مستقیم جنگ علیه ایران که یکی از متخاصمان رژیم اسرائیل بوده، پس از قتل‌عام هزاران نفر از مردم غزه، پس از حمله به سوریه و لبنان و قطر و تهدید ترکیه از سوی این رژیم و با وجود تمام این واقعیات چه درسی از بحران‌های منطقه‌ای گرفته و این درس را چگونه در سیاست خارجی و امنیتی خود منعکس می‌کند؟

امارات و بازی روی لبه تیغ در انبار باروت خاورمیانه

نشانه‌های اصرار امارات بر بازی در مسیر تقابل

روابط رژیم اسرائیل با هریک از امضاکنندگان پیمان ابراهیم به سبب مجموعه‌ای از عوامل تاریخی، اجتماعی و سیاسی غیرقابل انکار همواره با هاله‌ای از ابهام تعریف و توصیف می‌شود از این روست که درباره سفرهای پیشین نخست‌وزیر این رژیم به کشورهایی چون امارات تاییدهای رسمی کمتری در دست داریم. سفر اخیر اما از سوی خبرگزاری رسمی امارات مورد تایید قرار می‌گیرد و گمانه‌زنی‌ها درباره محوریت موضوع ایران در دیدارها تکذیب رسمی نمی‌شود. این رویکرد نشان می‌دهد که بازی امارات در میدان منطقه و در مواجه با جمهوری اسلامی ایران از ۲۸ فوریه تا ۲۸ سپتامبر گرچه با فراز و فرودهایی همراه بوده اما ابوظبی با قرار گرفتن در کنار عامل اصلی برهم زننده امنیت در منطقه، همچنان بر پیچیده‌تر ساختن شرایط پیچیده کنونی اصرار دارد.

امارات متحده آمریکا از آغاز تهاجم نظامی آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، گاهی بر بی‌طرفی و کاهش تنش تاکید کرده و زمانی هم به تشدید تخاصم با ایران روی آورده است. گزارش‌های تایید نشده‌ای از نقش این کشور در حملات مستقیم به جزایر ایرانی، در رسانه‌های مختلف بازتاب یافت و گرچه همچنان مورد تایید قرار نگرفت اما شائبه دخالت مستقیم این کشور در تجاوز نظامی علیه ایران را تقویت کرد.

وال‌استریت ژورنال (Wall Street Journal) آوریل (فروردین) سال جاری در گزارشی مدعی شد که امارات در حال بررسی کمک به آمریکا و متحدانش برای بازگشایی تنگه هرمز با استفاده از زور بوده و حتی درباره ایجاد ائتلاف بین‌المللی و نقش خود در پاکسازی مین‌ها و تأمین امنیت مسیر دریایی رایزنی کرده است.

رویترز در ماه می به نقل از همین رسانه گزارش داد که امارات به‌طور مخفیانه حملاتی را به پالایشگاهی در جزیره لاوان ایران انجام داده است. وال‌استریت ژورنال به فاصله چند روز و بر اساس منابع خود ادعا کرد که امارات ده‌ها حمله هوایی علیه ایران انجام داده و برخی عملیات با هماهنگی آمریکا و اسرائیل و با دریافت اطلاعات از آنها صورت گرفته است. اهداف ادعایی شامل قشم، ابوموسی، بندرعباس، لاوان و تأسیسات پتروشیمی عسلویه بوده است.

روزهای پس از آتش‌بس برقرار شده میان ایران و آمریکا هم «Royal United Services Institute» در تحلیلی اعلام کرد که اسرائیل در جریان جنگ سامانه‌های دفاع هوایی و نیروهایی را به امارات منتقل کرد؛ از جمله سامانه Iron Dome و تجهیزات نظارتی و این سطح از همکاری نشان می‌دهد روابط امنیتی دو طرف از سطح سیاسی توافق ابراهیم فراتر رفته است. این گزارش‌ها از سوی امارات متحده عربی تایید نشد اما نشانه‌های آشکار پیش و پس از آن حکایت از نقش پررنگ ابوظبی در جنگ آغاز شده علیه ایران دارد که بخش اصلی آن با تاسیس پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه و پیش از جنگ آغاز شده بود.

بازی امارات در میدان منطقه و در مواجه با جمهوری اسلامی ایران از ۲۸ فوریه تا ۲۸ سپتامبر گرچه با فراز و فرودهایی همراه بوده اما ابوظبی با قرار گرفتن در کنار عامل اصلی برهم زننده امنیت در منطقه، همچنان بر پیچیده‌تر ساختن شرایط پیچیده کنونی اصرار دارد.

روابط ایران و امارات پیش از آغاز جنگ اسفند هم با چالش‌های مهمی چون ادعاهای ارضی ابوظبی درباره سه جزیره ایرانی روبرو بود. ادعاهایی که این روزها از تریبون سازمان ملل هم تکرار شد. «کاظم غریب‌آبادی» معاون حقوقی و بین‌الملل وزیر امور خارجه ایران این ادعاها را واهی خواند و به امارات تذکر داد به جای تکرار این ادعاها، به الزامات حسن همجواری و واقعیت های تاریخی و حقوقی منطقه پایبند باشند. ادعای امارات درباره جزایر ایرانی گرچه تکراری است اما طرح دوباره آن در شرایط کنونی منطقه مهم است؛ شرایطی که در آن امنیت تنگه هرمز، حضور نیروهای خارجی و روابط ایران و کشورهای ساحلی خلیج فارس به موضوعات امنیتی تبدیل شده‌اند. از این روست که طرح مجدد این اختلاف می‌تواند به افزایش بی‌اعتمادی در روابط تهران و ابوظبی منجر شود.

وزارت خارجه امارات هم ۲۸ مرداد سال جاری اعلام کرد که در پی تشدید تنش‌های منطقه‌ای، تمام فعالیت‌های تجاری، مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران تا اطلاع ثانوی متوقف می‌کند. تصمیمی که با توجه به روابط اقتصادی دیرینه دو کشور و اینکه امارات سال‌ها یکی از مهم‌ترین مراکز تجارت ایران بوده و بخش قابل توجهی از تجارت خارجی ایران از مسیر بنادر و شبکه مالی این کشور انجام می‌شده است، نشان می‌دهد محاسبات امنیتی سران امارات تا چه اندازه بر منافع اقتصادی سنتی امارات با ایران غلبه کرده است.

اهداف امارات از این بازی چیست؟

پیش از بررسی اهداف و انگیزه‌های امارات در بازی که در پیش گرفته است، باید توصیف و صورتبندی دقیقی از آنچه ابوظبی در حال حاضر با آن مواجه است، داشته باشیم. جنگ انتخابی «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا علیه ایران، تهران را در مقام دفاع از خود وادار به حمله به پایگاه‌های آمریکا در کشورهای منطقه کرد و دومینویی از رویدادها را رقم زد و الگوهای فکری و سیاسی را در منطقه تغییر داد. جنگ، نشان داد که مدل توسعه امارات، که بر امنیت، تجارت، بنادر، حمل‌ونقل، انرژی، سرمایه‌گذاری و تبدیل شدن به یک مرکز جهانی متکی بود، در برابر یک جنگ منطقه‌ای تا چه اندازه آسیب‌پذیر است. به نظر می‌رسد، ابوظبی در ارزیابی ریشه‌های این آسیب، یا عامل اصلی آن را نشناخته یا توان لازم برای ایستادن در برابر آن را ندارد. شیخ‌نشین‌های اماراتی در حالی به تقویت روابط سیاسی و نظامی خود با رژیم اسرائیل تمایل نشان می‌دهند که نخستین و مهمترین عامل ناامن‌سازی این منطقه تل‌آویو است.

ابوظبی همچنان بر تامین امنیت خود به دست آمریکا امیدوار و خوش‌بین است و برای اطمینان بیشتر و تضمین آن، روابطی حسنه با اسرائیل را در دستور کار قرار داده است.

درک ابوظبی از جنگ فوریه، با تمام ابعاد و تبعات آن‌ها به اعتقاد تحلیلگران شورای اروپایی روابط خارجی، (ECFR) «نوعی از خودمختاری راهبردی را در امارات شکل داده و جنگ، نزدیکی امارات و اسرائیل را وارد مرحله‌ای جدید کرده است؛ از نگاه نویسندگان، اسرائیل برای ابوظبی علاوه بر قابلیت‌های دفاعی و فناوری، شبکه‌ای از ارتباطات سیاسی و امکان تأثیرگذاری بیشتر در واشنگتن فراهم می‌کند. این نکته برای فهم رفتار امارات مهم است؛ نزدیکی به اسرائیل در محاسبات ابوظبی الزاماً صرفاً سیاستی ضدایرانی نیست بلکه بخشی از تلاش گسترده‌تر این کشور برای افزایش وزن خود در نظم منطقه‌ای و بین‌المللی است. می‌توان خروج امارات از اوپک را نیز بخشی از حرکت این کشور به سمت ایده خودمختاری راهبردی، ائتلاف‌های امنیتی سخت‌تر و نظم منطقه‌ای کمتر محدودشده به ترتیبات سنتی دانست». واقعیت آن است که خواست سیاسی سران امارات را جبر جغرافیایی در برهه‌های مختلف ناکام گذاشته و ایران آن را بخشی از معماری امنیتی رقیب تلقی می‌کند که خلاف اصول همجواری است.

امارات و بازی روی لبه تیغ در انبار باروت خاورمیانه

با در نظر گرفتن واقعیات حاکم بر نگاه حاکمان دوبی و ابوظبی، در ارزیابی دلایل نزدیکی امارات به اسرائیل در شرایط کنونی می‌توان گفت که ابوظبی همچنان بر تامین امنیت خود به دست آمریکا امیدوار و خوش‌بین است و برای اطمینان بیشتر و تضمین آن، روابطی حسنه با اسرائیل را در دستور کار قرار داده است.

از سوی دیگر امارات متحده عربی نه در مقطع کنونی که سال‌هاست تلاش می‌کند خود را از تعریف شدن در حلقه همسایگانش رها کند، جایی که عربستان سعودی خود را رهبر و برادر بزرگتر می‌داند. در سال ۲۰۲۶، اختلاف عربستان و امارات از یک رقابت پنهان به شکاف آشکارتری بر سر یمن، دریای سرخ، رابطه با اسرائیل و سیاست قبال ایران تبدیل شد. بر اساس تحلیل شورای روابط خارجی اروپا (ECFR)، در اواخر ۲۰۲۵ نیروهای شورای انتقالی جنوب مورد حمایت امارات در حضرموت و المهره پیشروی کردند و عربستان در واکنش، مواضع و مسیرهای انتقال سلاح مرتبط با این نیروها را هدف قرار داد و ابوظبی در نهایت از خروج نیروهایش از یمن خبر داد.

چتم‌هاوس نیز اختلاف یمن را ناشی از تفاوت در ادراک تهدید، منافع و خطوط قرمز دو کشور دانسته، هرچند تأکید کرده است که ریاض و ابوظبی در برخی پرونده‌ها همچنان همکاری خود را حفظ کرده‌اند. در سطح اقتصادی نیز خروج امارات از اوپک، که در تحلیل چتم‌هاوس در کنار اختلافات امنیتی قرار گرفته، می‌تواند رقابت دو کشور بر سر جایگاه مرکز تجاری و انرژی منطقه را تشدید کند؛ این منبع می‌گوید عربستان با تقویت بنادر و مسیرهای صادراتی دریای سرخ، در حال کاهش وابستگی به هرمز و تقویت موقعیت خود در برابر امارات است.

پیامدهای رویکرد ابوظبی چیست؟

نخستین پیامد رویکرد امارات متحده عربی در منطقه، بر روابط تهران- ابوظبی خواهد بود. امارات نمی‌تواند ایران را از معادلات امنیتی منطقه حذف کند؛ جغرافیا این امکان را به امیرنشین‌های خلیج فارس نمی‌دهد. بنابراین روندی که امارات در پیش گرفته روابط دوجانبه ایران و امارات را بیش از گذشته امنیتی می‌کند. چتم هاوس در گزارشی تایید می‌کند که کشورهای عرب خلیج فارس در حال بازنگری در ترتیبات امنیتی خود هستند و نظم پیش از جنگ، احتمالاً بدون تغییر بازنخواهد گشت. این مرکز همچنین از حرکت منطقه به سمت یک نظم چندقطبی‌تر سخن می‌گوید که در آن آمریکا همچنان بازیگری مهم خواهد بود اما چین، ایران و سایر قدرت‌ها نیز نقش بیشتری خواهند داشت.

ادعاهایی که در برخی رسانه‌های عبری از حضور مقاماتی از کشورهای دیگر عربی در دیدار با نتانیاهو منتشر شده؛ نشان می‌دهد که امارات در تلاش است بر این روند آغاز شده تاثیر گذاشته و آن را به نوعی منحرف سازد. پیامد این روند فقط به روابط ایران و امارات و یا منطقه محدود نمی‌شود و هرگونه افزایش تنش میان ایران و امارات می‌تواند مستقیماً بر تنگه هرمز، تجارت، انرژی و زنجیره‌های تامین جهانی اثر بگذارد و از این روست که امارات فقط یک بازیگر محلی نیست. موقعیت این کشور در کنار هرمز و جایگاه آن در تجارت جهانی باعث می‌شود تصمیم‌های امنیتی ابوظبی در همراهی با عامل ناامنی در منطقه، پیامدهایی فراتر از خلیج فارس داشته باشد.

برنده اختلافات منطقه‌ای چه کسی است؟

دیدارهای تایید شده و نشده مقامات رژیم اسرائیل و امارات متحده عربی، گمانه‌زنی‌ها درباره همکاری‌های نظامی و نیز ادعاهای موجود درباره حملات مستقیم امارات علیه ایران و فراتر از آن تکرار ادعاهای ارضی در تریبون سازمان ملل، الگویی پیوسته است که نشان می‌دهد، امارات، به جای بازنگری در رویکرد خود پس از تجربه هفت‌ماهه جنگی که خود نیز درگیر آن بود، همچنان بر همان مسیر نزدیکی به محور اسرائیل-آمریکا اصرار می‌ورزد. این انتخاب، در شرایطی که منطقه همچنان در وضعیت جنگی باقی مانده و اعتماد میان بازیگران آن به پایین‌ترین سطح خود در دهه‌های اخیر رسیده، بازی خطرناکی در دل انبار باروت خاورمیانه است؛ بازی‌ که به‌جای کاهش تنش، می‌تواند شرایط را از آنچه امروز تجربه می‌شود به مراتب پیچیده‌تر و غیرقابل‌پیش‌بینی‌تر کند. در این میان برنده میدان اختلافات خاورمیانه، رژیم اسرائیل خواهد بود که حیات خود را در افتراق کشورها می‌داند.

نظرات (0)

هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!

ثبت نظر جدید

نظرات پس از تأیید نمایش داده می‌شوند.
منوی اصلی
قیمت‌های لحظه‌ای