به گزارش اکواقتصاد، بازار طلای آنلاین با وعده خرید آسان، نقدشوندگی سریع و امکان سرمایهگذاری حتی با مبالغ اندک، طی مدت کوتاهی میلیونها مخاطب را به سمت پلتفرمهای دیجیتال کشانده است. اما حاشیههای اخیر پیرامون «میلی» و انتشار گزارشهایی از تأخیر در برداشت وجه برخی کاربران، یک پرسش مهم را دوباره مطرح کرده است: وقتی اعتماد مردم با مجوز رسمی، تبلیغات گسترده و توصیه چهرههای شناختهشده ساخته میشود، مسئولیت حفاظت از این اعتماد برعهده چه کسی است؟
کافی است مدتی در اینستاگرام فعالیت کرده باشید تا با تبلیغات خرید آنلاین طلا روبهرو شده باشید؛ از بلاگرهای سبک زندگی گرفته تا اینفلوئنسرهایی که شمش طلا مقابل دوربین میگیرند و از تجربه ساده خرید و فروش آنلاین میگویند.
این مدل تبلیغات توانست فاصله میان یک محصول مالی و مخاطب عادی را تا حد زیادی کاهش دهد. طلا دیگر فقط ویترین طلافروشی یا صندوق امانات نبود؛ به عددی روی صفحه تلفن همراه تبدیل شد که کاربر میتوانست در هر ساعت آن را بخرد یا بفروشد. اما اتفاقات هفتههای اخیر پیرامون پلتفرم «میلی» وجه دیگری از این بازار را برجسته کرده است.
گزارشهایی از سوی برخی کاربران درباره طولانیشدن برداشت ریالی، تأخیر در تسویه و دشواری دسترسی به پاسخ روشن از پشتیبانی منتشر شده است. این گزارشها در برخی رسانهها و وبسایتهای بررسی خدمات نیز بازتاب یافتهاند. با این حال، وجود چنین شکایتهایی بهتنهایی برای اثبات اتهاماتی مانند کلاهبرداری یا نبود پشتوانه طلا کافی نیست و تا زمان اعلام نتیجه بررسی از سوی مراجع مسئول باید میان «شکایت کاربران» و «اثبات تخلف» تفاوت قائل شد.
مسئله مهمتر اما شاید فراتر از یک پلتفرم باشد.
بلاگرها اعتماد میفروشند؛ اما مسئولیت فقط با آنها نیست
بلاگری که یک پلتفرم طلا را تبلیغ میکند، ممکن است صدها هزار یا حتی میلیونها دنبالکننده داشته باشد. مخاطبی که سالها زندگی روزمره، سفرها، خریدها و توصیههای او را دنبال کرده، ممکن است تبلیغ یک پلتفرم مالی را نیز با همان سطح از اعتماد بپذیرد. اینجا مرز میان «تبلیغ» و «توصیه مالی» اهمیت پیدا میکند.
نمایش شمش طلا، حضور در خزانه یا اعلام اینکه یک مجموعه دارای مجوز است، نمیتواند جای بررسی وضعیت واقعی داراییها، نقدشوندگی و توان تسویه پلتفرم را بگیرد. اینفلوئنسر عموماً حسابرس نیست و دسترسی مستقلی به حسابها، میزان طلای موجود یا تعهدات یک شرکت ندارد. بنابراین بلاگر در برابر شیوه معرفی و ادعاهایی که به مخاطب منتقل میکند مسئولیت رسانهای دارد، اما نمیتوان تمام مسئولیت ساختار بازار را به تبلیغکننده منتقل کرد.
خود پلتفرم در نخستین سطح مسئولیت قرار دارد. وقتی یک کسبوکار با عباراتی مانند خریدوفروش شبانهروزی، امنیت سرمایهگذاری، امکان برداشت وجه و تحویل فیزیکی طلا مشتری جذب میکند، باید زیرساخت عملیاتی لازم برای تحقق همان وعدهها را نیز فراهم کرده باشد.
«میلی» در تبلیغات رسمی خود بر امکان خرید و فروش ۲۴ ساعته، تحویل فیزیکی و برخورداری از مجوزهای رسمی تأکید کرده است. این مجموعه پیشتر نیز اعلام کرده بود طلای فروختهشده دارای پشتوانه فیزیکی است و بخشی از آن در بانک کارگشایی نگهداری میشود. بنابراین اگر درباره زمان تسویه یا دسترسی کاربران به دارایی اختلالی ایجاد شود، شفافسازی سریع درباره علت، دامنه مشکل، تعداد کاربران درگیر و زمان دقیق رفع آن اهمیت زیادی پیدا میکند.
مجوز وقتی اعتماد میسازد، نظارت هم باید دیده شود
اما حلقه مهم دیگری در این زنجیره وجود دارد: نهادهای مجوزدهنده و ناظر. مردم وقتی عبارت «دارای مجوز» را در تبلیغات یک پلتفرم مالی میبینند، طبیعی است که آن را یکی از نشانههای اعتبار کسبوکار تلقی کنند. خود میلی نیز در تبلیغاتش به پروانههای کسب از اتحادیههای مربوط، اینماد و دیگر مجوزهای فعالیت اشاره کرده است. اینجاست که یک پرسش اساسی مطرح میشود: مجوز دقیقاً چه چیزی را تضمین میکند؟
آیا صرفاً اجازه فعالیت یک کسبوکار است یا نهاد صادرکننده بهصورت مستمر نسبت طلای موجود به تعهدات مشتریان، وضعیت تسویه، توان نقدشوندگی و کیفیت نگهداری داراییها را نیز کنترل میکند؟
این تفاوت باید برای مردم روشن باشد. اگر یک پلتفرم بتواند با تکیه بر مجوز رسمی، کمپینهای تبلیغاتی گسترده راهاندازی و منابع قابل توجهی از مردم جذب کند، اما اطلاعات قابل راستیآزمایی درباره پشتوانه و تعهدات آن بهصورت مستمر در اختیار عموم نباشد، بخشی از مسئله به ساختار نظارت بازمیگردد. در چنین بازاری نظارت مؤثر نباید صرفاً زمانی آغاز شود که شبکههای اجتماعی پر از شکایت شدهاند.
مهمتر از صدور مجوز اولیه، نظارت مستمر است: پلتفرم چه مقدار طلا به کاربران فروخته است؟ چه مقدار طلای قابل اثبات در خزانه دارد؟ این طلا کجا نگهداری میشود؟ چه نهادی موجودی آن را تطبیق میدهد؟ نسبت تعهدات به موجودی چقدر است؟ متوسط زمان تسویه ریالی و تحویل فیزیکی چقدر است؟ اگر این اطلاعات به شکل منظم و قابل راستیآزمایی منتشر شود، نه یک بلاگر و نه یک بیلبورد نمیتواند جای واقعیت مالی پلتفرم را بگیرد.
مقصر کیست؟
در ماجرایی مانند حاشیههای اخیر میلی، تا پیش از اعلام نتیجه بررسی رسمی نمیتوان یک طرف را «مقصر» حقوقی معرفی کرد. اما از منظر مسئولیت، زنجیره روشنتر است. پلتفرم مسئول عمل به تعهداتی است که در برابر پول و طلای مشتری پذیرفته و باید درباره هرگونه اختلال در تسویه یا تحویل شفاف پاسخ دهد.
تبلیغکننده و اینفلوئنسر مسئول نحوه معرفی محصول است و نباید تجربه تبلیغاتی خود را به شکلی ارائه کند که مخاطب آن را تضمین امنیت مالی یا پشتوانه دارایی تلقی کند و در سطحی مهمتر، نهادهای مجوزدهنده و ناظر باید برای مردم روشن کنند که دقیقاً بر چه چیزی نظارت میکنند و در صورت بروز اختلال، چه سازوکاری برای حفاظت از حقوق مشتری وجود دارد.
در نهایت خود مشتری نیز باید میان «برند مشهور» و «دارایی قابل راستیآزمایی» تفاوت بگذارد؛ اما نمیتوان تمام بار مسئولیت را بر دوش مصرفکنندهای گذاشت که در یک سو تبلیغات گسترده میبیند و در سوی دیگر، نشانها و مجوزهای رسمی را مشاهده میکند.
حاشیههای اخیر میلی، فارغ از اینکه نهایتاً بررسی مراجع مسئول درباره این پلتفرم به چه نتیجهای برسد، یک هشدار برای کل صنعت طلای آنلاین است: اعتماد در بازار داراییهای مالی نباید با تعداد فالوئر، حجم تبلیغات یا حتی نمایش یک مجوز ساخته شود؛ اعتماد پایدار زمانی شکل میگیرد که مردم بتوانند پشتوانه دارایی، وضعیت تعهدات و امکان دسترسی به پول و طلای خود را به شکلی مستقل و مستمر راستیآزمایی کنند.
در بازاری که مردم پول واقعی میپردازند، مهمترین سؤال این نیست که «چه کسی پلتفرم را تبلیغ میکند؟»؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی بر پول و طلای مردم نظارت میکند و اگر روزی مشتری نتوانست به داراییاش دسترسی پیدا کند، چه نهادی پاسخگو خواهد بود؟
نظرات (0)
هنوز نظری ثبت نشده است. اولین نفر باشید!
ثبت نظر جدید